مقالات مهارت های فردی

آزمایش قورباغه آب پز

  • این‌بار در آیا می خواهیم به آزمایش قورباغه آب پز بپردازیم. شاید از اسمش فکر کنید که این یک آزمایش وحشتناک است و قرار است یک قورباغه بینوا را درون آب جوش بیندازیم! خیر! قضیه اصلا آنطور که فکر می کنید نیست! در اصل آزمایش قورباغه آب پز، بدین معناست که قورباغه را وقتی درون آب جوش می گذارید به سرعت از آن بیرون می پرد ولی وقتی درون آب سرد است، خود را به آرامی گرم می کند و بیرون نمی آید.

    در اینجا، قورباغه ابتدا در درون آب سرد قرار می گیرد و گرم می شود و جای خود را امن می پندارد. سپس آب به آرامی شروع به داغ شدن می کند ولی قورباغه که خود را گرم نگه داشته، متوجه داغی و خطر آن نمی شود تا جایی که آب به نقطه جوش برسد و آنگاه قورباغه بدون آنکه از جایی خبر داشته باشد آب‌پز می‌شود و میمیرد.
    این آزمایش، در اصل مثال و استعاره ای واضح برای کسانی‌ است که نسبت به تغییرات پیرامون خود بی تفاوت هستند و واکنشی نشان نمی دهند. استعاره سعی در هشدار دادن مردم به آگاهی و پاسخگویی به تغییرات تدریجی رخ داده ، دارد.
    اگر آنها با این تغییرات کوچک نتوانند کنار بیایند ، در آینده ضررهای بزرگی برای تجارت خود به همراه خواهد داشت. استعاره از رفتار معمول انسان برای نادیده گرفتن چیزهای کوچک می گوید که در نهایت به خسارات عظیم در آینده منجر می شود.

    داستان آزمایش قورباغه آب پز

    این داستان در میان مردم عامه آمریکا، بارها تعریف شده و جنبه نمادین دارد. اولین مثالی که برای آن زدند، سقوط جماهیر شوروی بود. اتحاد جماهیر شوروی در طول جنگ سرد از خود برتری های بسیاری نشان داده بود و به حتم مطمئن بود که پیروز میدان می شود. طبق نظر کارشناسان دهه 60 میلادی، آنها مرگ قریب الوقوع این امپراطوری در حدود دهه 80 میلادی پیش بینی کرده بودند و واقعا نیز چنین اتفاقی به وقوع پیوست.
    این موضع به ما یادآوری می کند که ما تا زمانی که در محیط امن قرار داریم، متوجه خطر و هشدار های پیرامون خود نمی شویم تا موقعی که دیگر خیلی دیر شده و تقریبا کاری از دست ما بر نمی آید. در اصل روانشناس ها، این اصطلاح را برای تجارت ها و شرکت های بزرگ جهانی، بسیار به کار می برند. شاید برای تان این سوال پیش بیاید که چرا برخی برند های نامدار و بسیار مشهور، هم اکنون اینگونه به هم ریخته اند و تقریبا نامی از خود و یا محصولشان در بازار به چشم نمی خورد؟
    مکان امن ذهن IQ ، جایی ست که شما فکر می کنید هیچ خطری، تهدیدتان نمی کند و هیچ جنبنده ای به شما نزدیک نمی شود و نمی تواند شما را از پا دربیاورد. در اینجاست که اشتباه می کنید. مانند قورباغه ای که فکر می کند آب سرد، برای او مشکلی ایجاد نمی کند و متوجه گرم شدن تدریجی داغ نمی شود.

    شما نیز به این سندروم گرفتار می شوید و به هوای اینکه اکنون موفق و روبه جلو هستید، گرفتار شدن تدریجی خود را متوجه نمی شوید و مشکلات خود را حل نمی کنید. بسیاری از برند های به نام دنیا، دچار این سندروم می شوند و دیگر درخشش و اوج خود را ندارند.
    متاسفانه، به دلیل احساس امنیتی که در مکان امن به شما دست می دهد، خود به خود انرژی شما نیز پایین می آید و شما تمایلی به بیرون آمدم از جایگاه خود ندارید. این به نوعی نیز، تنبلی محسوب می شود و مدیران این چنینی، کماکان به ماندن بر ارزش ها و عقاید خود اصرار می ورزند و حاضر نیستند خود را کمی تغییر دهند.
    آنها ممکن است دچار غرور زیادی بشوند و گمان کنند رقیبی مانند آنها در کارزار رقابت نخواهد آمد. اما تاریخ به ما ثابت کرد که “در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد.” اما دلیل این شکست چیست؟

    آزمایش قورباغه آب پز در سازمان

    ثبت نام در دوره هوش هیجانی دکتر یحیی علوی

    نمونه آزمایش قورباغه آب پز در سازمان چیست؟

    مشاوران شرکتی آزمایش قورباغه را دلیل اثبات تغییر آرام شرکتها ذکر می کنند به گونه ای که اکثر کارمندان و اغلب مدیران، تغییرات را مشاهده نمی کنند و نمی توانند با آن کنار بیایند.
    و سایر مشاوران معتقد هستند که دولت نیز بدین گونه به تجارت ها حمله می برد. در جوامع امروزی، والدین های نگران، در مورد فیلم های بی محتوا و غیراخلاقی، اینگونه اظهار نظر می کنند: “جوانان ما مانند قورباغه ای در آب جوش هستند .  آنها با آب” گرم “سازگار می شوند و حتی نمی فهمند که به زودی تحت تاثیر محتویات غیراخلاقی قرار می گیرند و شخصیت آنها تغییر می کنند.”
    مشخصا مدیریت استراتژیک یک تجارت، از لازمه های یک رهبر سازمان و مدیر تیم اجرایی‌ است. این موضوع، شامل تجزیه و تحلیل بازار کار، وضعیت کسب و کار فعلی در داخل کشور و خارج از آن و بررسی موقعیت ها و موفقیت های رقباست.
    مدیر باید در مقابل هرگونه مانع و خطر کوچک، یک استراتژی بیندیشد تا شرکتش را به اهداف و خواسته هایش برساند. این برنامه ها بین عوامل شرکت از بزرگترین تا کوچک ترین، تقسیم می شود تا تحقق یابد. اما مشکل از کجا شروع می شود؟ زمانی که آنها برنامه های مهم اما کوچک و ریز را نادیده می گیرند و آنها را مستقیم به بایگانی می فرستند.
    این برنامه ها به مشابه آزمایش قورباغه آب پز شاید در حال حاضر، تاثیرات قابل توجهی بر اعمال شرکت نداشته باشند، اما به حتم تاثیر خودشان را در آینده نشان خواهند داد. زمانی که از اجرای این استراتژی ها صرف نظر شود و نادیده گرفته شود، آنگاه موقعیت شرکت، به آرامی مانند آب شروع به داغ شدن می کند. این را می توان با جوشاندن قورباغه به تدریج، مقایسه کرد. این مشکلات کوچک آرام آرام جمع می شوند و در آینده به شرکت، ضرر مالی بزرگی می رسانند. نمونه ای بسیار مهمی که در اکثر شکست های برند ها، دخیل است، مسئله فرهنگ می باشد.

    فرهنگ در مدیریت

    فرهنگ، به عنوان یک عنصر مهم و متفاوت در هر کشور، در بسیاری از کسب و کارها نادیده گرفته می شود. متاسفانه نادیده گرفتن فرهنگ، بر تجارت مالی شرکت ها تاثیر بسیار منفی می گذارد. انجام تجارت در بازار بین المللی، مستلزم درک و ادغام فرهنگ های متفاوت در سیاست های تجاری است.

    آنچه در کشوری مانند آلمان به خوبی کار می کند و مشتریان خودش را دارد، مطمئنا بدون تغییر رویه و دخالت فرهنگ، نمی تواند در کشوری مانند ایران، موفق و تاثیرگذار باشد.
    بنابراین مدیران باید از ارزش های فرهنگی آگاه باشند و آن را در سیاست های تجاری خود به کار ببرند و برنامه های استراتژیک خود را به خوبی پیاده کنند.
    فرهنگ سه بعد دارد؛ یعنی مفهوم قدرت در جوامع و تعریف آن توسط مردم ، در فرهنگ ها و مناطق مختلف متفاوت است.

    بعد فرهنگی اول

    فردگرایی و جمع گرایی است. در برخی جوامع ، مردم ترجیح می دهند فردی عمل کنند و خودشان کار هایشان را انجام دهند در حالی که در فرهنگ های دیگر کار گروهی را ترجیح می دهند.

    زنانگی و مردانگی

    که به رفتار ملایم و سختگیرانه توسط افراد از جوامع مختلف اشاره دارد. رویکرد مدیریت باید متناسب با این بعد فرهنگی متفاوت باشد.

    ساختار کهن

    بدین منظور که مردم به عوامل سنتی بیشتر اهمیت می دهند تا ارزش های علمی.علاوه بر این موارد، شناخت مشتریان ، تأمین کنندگان و توزیع کنندگان هنگام انجام تجارت بین المللی نیز ضروری می باشد.
    به عنوان مثال، برند معروف قهوه در آمریکا، استارباکس به دلیل اجتناب از فرهنگ های چینی و نشناختن آن، نتوانست در چین علمکرد موفقیت آمیزی داشه باشد و از فرهنگ چینی در برند خود اصلا استفاده نکرد. طبیعتا، این موضوع برای مردم چین که بسیار متعصب و نسبت به فرهنگ خود بسیار حساس هستند، ناخوشایند شد و گستره‌ای از اعتراضات علیه این برند در چین صورت گرفت و مردم چین، این برند را تحریم کردند.
    نتیجه این امر، تعطیلی چندین فروشگاه های زنجیره ای در چین و آسیا بود.

    بنابراین مدیران باید تفاوتهای فرهنگی را درک کرده و از این تفاوتها استفاده کنند تا با نگرشی قابل قبول روبرو شوند. بر این اساس ، دانستن زبان فرهنگی برای سهولت در برقراری ارتباط ضروری است. با این حال ، این موضوع باید با مطالعه و ایجاد روابط فردی و اجتماعی و تجاری بدون به خطر انداختن ارزش های شرکت همراه باشد. مدیران، برای ایجاد روابط کاری خوب باید به ارزش های دیگران احترام بگذارند. اهداف استراتژیک باید شامل موضوعات فرهنگ برای شرکتها در تجارت جهانی باشد. برای موفقیت در تجارت ، نیاز به تغییر نگرش مدیران و درک آنها از مسائل فرهنگی است. فروشندگان شرکت و پرسنل مراقبت از مشتری باید در مورد تفاوت فرهنگ مشتریان شرکت آموزش ببینند.
    فرهنگ، به راحتی می تواند یک چالش آب سرد برای مدیران شرکت باشد. هرچند ابعاد دیگری نیز هست، ولی در اینجا مورد توجه ما نیست. برند ها و شرکت ها، اگر دچار ترس نشوند و ریسک نکنند، به حتم حکم مرگ خود را امضا کرده اند.

    بیایید 11 مورد از شرکت هایی که دچار شکست قورباغه ای شدند را بررسی کنیم. مطمئنا شما هم کنجکاو خواهید بود که چرا برخی برند های مشهور، دیگر اسم و رسمی در میان تجارت امروز ندارند و فقط در همان گذشته مانده اند:

    11 شرکت معروف شکست خورده

    کوداک
    جدا از حضور خواننده مشهور آمریکایی، پیتبل، دیگر از کوداک چیزی نمی شنویم. کوداک پس از تسلط بر بازار عکاسی و فیلمبرداری در قرن بیستم، در سال 2012 اعلام ورشکستگی کرد. بسیاری از کارشناسان، عدم موفقیت این برند در قرن جدید را بی توجهی به دنیای دیجیتال، معرفی کردند. معاون شرکت اینگونه بیان کرد: “ما اولین دوربین دیجیتال مصرفی جهان را تولید کردیم اما به دلیل ترس از تأثیرات آن در بازار فیلم ، نتوانستیم تاییدیه راه اندازی یا فروش آن را بدست آوریم.”رهبران کوداک، نتوانستند عکاسی دیجیتال را به عنوان فناوری مخرب، قبول کنند بنابراین بر اساس آن عمل نکردند.درحالیکه مدیران از موفقیت های خود بسیار مغرور شدند، دیجیتال را دست کم گرفتند و در انقلاب دیجیتالی، تمامی سرمایه و ارزش تجاری خود را از دست دادند.یک مثال بارز از قورباغه‌ی آب‌پز!

    بوردرز
    خرده فروشی کتاب و موسیقی بوردرز، در سال 1971 تاسیس شد و در سال 2003 با بیش از 1200 مغازه، 36000 کارمند در جهان و سود سالیانه 64 میلیون پوند، به اوج خود رسید. اما عدم موفقیت آن ،در پیش بینی ظهور کتاب های الکترونیکی و استقبال از دنیای تجارت الکترونیکی می باشد که از عوامل اصلی سقوط آن است.
    بوردرز در سال 2011 ورشکست شد و سهامش فروخته شد. با وجود کتاب های الکترونیکی و تحویل اولیه آمازون ، هنوز کتابفروشی های فیزیکی دیگری داریم؟ تقریبا، فروشگاه هایی مانند واتر استون، از بوردرز درس عبرت گرفتند و برنامه های خود را تغییر دادند. بنابراین، همچنان به کار خود ادامه می دهند.واتر استون،در یک مسیر “تجربه” قرار گرفت و فروشگاه های فیزیکی خود را به مکان هایی برای برگزاری برنامه ها و مهمانی های سرگرم کننده کتاب تبدیل کرد ، زیرا همانطور که از مردم انتظار می رود، آنها پول بیشتری صرف خوشگذرانی ها می کنند تا چیزی که برایشان به یادگار بماند.

    نوکیا

    دیگر مطمئنا همه ما با شرکت نوکیا آشنا هستیم.انقلابی که این برند مشهور به وجود آورد، هیچ برند دیگری نتوانست اینگونه در برهه زمانی کوتاه به موفقیت برسد.نوکیا راه را برای تمام رقبایش باز کرد و باز نیز، گذاشت. در اواخر دهه 1990 و اوایل سال 2000 ، نوکیا رهبر جهانی تلفن های همراه بود. سقوط این شرکت زمانی رخ داد که شرکت، قدرت خود را بیش از حد ارزیابی کرد و تصمیم گرفت با تغییر بیش از حد، مشتریان خود را از دست ندهد.

    در همین حال ، رقبای آن، به سرعت در حال پیشرفت و استفاده از تکنولوژی جدید بودند. نوکیا معتقد بود که آنها می توانند در اواخر بازی، گوشی های هوشمند تولید کنند و موفق شوند. در سال 2007 ، استیو جابز آیفون را راه اندازی کرد ، تلفن صفحه لمسی که امروز همه ما می شناسیم. آیفون اولین تلفن همراه بدون صفحه کلید فیزیکی بود ، که انقلابی به پا کرد. در سال 2008 سرانجام نوکیا تصمیم به رقابت و عرضه یک تلفن هوشمند گرفت ، اما خیلی دیر بود. محصولات آنها به اندازه کافی خوب نبودند و مردم قبلاً در جنگ بزرگ اپل در مقابل اندروید شروع به انتخاب طرف خود کرده بودند. بنابراین، قورباغه نوکیا سوخت و دیگر برنگشت.

    بلاک باستر

    همه نت فلیکس را برای شکست بلاک باستر سرزنش می کنند. بلاک باستر، در اصل یک سیستم پخش ویدیویی بود که دی وی دی ها را برای مشتریانش ارسال می کرد و با گذشت زمان، کم کم رویه اش را تغییر داد. اما آیا می دانید در اصل نتفلیکس، بلاک باستر را نجات دهد ولی او امتناع کرد؟ در سال 2000 ، بنیانگذار نتفلیکس ، رید هستینگ ، پیشنهاد همکاری با مدیرعامل سابق بلاک باستر ، جان آنتیوکو را داد. برنامه این بود،در حالی که نتفلیکس ،بلاک باستر را بصورت آنلاین اجرا می کند ، در عوض بلاک باستر در فروشگاه های خود نتفلیکس را تبلیغ کند. آنتیوکو آن را رد کرد زیرا هیچ ارزشی در معامله نمی دید و فکر می کرد که مدل تجاری نتفلیکس مزخرف است. در سال 2010 بلاک باستر تقاضای ورشکستگی کرد و نتفلیکس اکنون یک شرکت 28 میلیارد دلاری است.

    یاهو

    مورد دیگری از لگد زدن به بخت خود، یاهو می باشد. یاهو اهمیت جست و جوی وب را نادیده گرفت و در سال 2002 حاضر به معامله با گوگل نشد.بله، گوگل خودمان، موتور جستجو با روزانه بیشتر 5.6 میلیارد سرچ. در سال 2006، یاهو به فیسبوک پیشنهاد داد اما وقتی مارک زاکربرگ، بنیانگذار فیسبوک، پیشنهاد یاهو را بسیار پایین دید، آن را رد کرد. در سال 2005، یاهو یکی از بازیگران اصلی در بازار تبلیغات آنلاین بود ولی به جای جستجو ، شرکت تصمیم گرفت بیشتر روی غول رسانه ای شدن تمرکز کند. تصمیم برای تمرکز بیشتر بر روی رسانه ها باعث شد که آنها روند مصرف کننده و نیاز به بهبود تجربه کاربر را نادیده بگیرند. یاهو موفق شد تعداد زیادی بیننده به دست بیاورد اما در مقیاس بندی نتوانست سود کافی کسب کند. بنابراین ، اگر یاهو دست به جهش زده بود یا تحقیقات خود را انجام داده بود ، الان یکی از غول های تجاری آنلاین در دنیا بود.

    بلک بری

    داستانی مشابه به نوکیا، در اوایل قرن بیستم یکی از قوی ترین بازار های جهان موبایل، در دست بلک بری بود.ولی تراژدی استفاده نکردن از لمس در گوشی، کم کم موجبات شکست این برند را فراهم کرد. در سال 2017، مدیر بلک بری اعلام کرد که دیگر روی تولید موبایل تمرکز نخواهد کرد و محصولاتشان را تغییر خواهند داد.

    موتورولا

    باز هم درست حدس زدید! این بار هم این برند موبایل به دلیل عدم استقبال از گوشی های هوشمند، دچار شکست تاریخی شد. درحقیقت، موتورولا به دلیل عدم حرکت به سمت اینترنت پرسرعت، دچار شکست شد. آنها ارتباطات های قرن بیست و یکم مانند پیام رسان ها را در گوشی های خود پیاده نکرده اند و این موضوع باعث شد که رقابت با دیگر برند ها، غیر ممکن شود.مدیر موتورلا، به جای شکست عصر دیجیتالی، به سادگی عنوان کرد:تقصیر خودمان بود، نه اقتصاد.

    نشنال جئوگرافیک

    نشنال جئوگرافیک به عنوان مجله رسمی انجمن نشنال جغرافیایی، آغاز به کار کرد و از سال 1888 به طور مداوم منتشر می شود. این مجله ای است که به هنر داستان نویسی بصری تسلط دارد و به عکاسان و فیلمسازان سراسر جهان الهام می بخشد. از آنها اغلب بعنوان اولین پیشگامان محتوای شگفت آور یاد می شود. پس چه ماجرائی پشت آن است؟
    در سال 1980، ایده ای برای راه اندازی کانال کابلی ، به نشنال جئوگرافیک پیشنهاد شد. ولی آنها امتناع کردند و دیگران نیز، تصمیم گرفتند کانال های مخصوص خود مانند هستوری یا دیسکاوری را راه اندازی کنند. این موضوع با موفقیت چشمگیری مواجهه شد و وقتی نشنال جئوگرافیک دید که ایده قدیمی، به این گونه پیشرفت به سزایی رسیده، در سال 1997 تصمیم به راه اندازی کانال کابلی خود گرفت.

    کانکورد

    کانکورد، یک شرکت هواپیمایی مجهز به توربوجت انگلیس و فرانسه بود که در خود را در سال 2003 بست.این شرکت در سال 1976 تاسیس شد و قبلا یکی از بهترین و سریع ترین هواپیماهای دنیا را داشت.کانکورد می توانست در عرض 4 ساعت اقیانوس اطلس را طی کند، اما به دلایل نقص فنی و سوخت بسیار بالایی که این نوع جت ها مصرف می کردند، چالشی مالی عظیم برای شرکت به وجود آمد.بنابراین کانکورد اخرین هواپیمایش را در سال 2003 به پرواز درآورد و دیگر اسمی از آن برده نمی شود.

    تویز آر آس

    حالا شاید این مورد کمی ناعادلانه به نظر برسد.خرده فروشی تویز آر آس، یکی از بزرگترین خرده فروشی های اسباب بازی در جهان بود. این فروشگاه یک قرارداد ده ساله با آمازون بست که فروشنده انحصاری اسباب بازی در آمازون باشد اما علی رغم این موضوع، آمازون به دیگر فروشندگان اجازه داد که محصولات اسباب بازی خود را بفروشند. تویز آر آس، شکایت کرد اما در نتیجه فرصت حضور در عرصه رقابت الکترونیکی را از دست داد. این فروشگاه، در سال 2017 اعلام ورشکستگی کرد.

    ابرکرامبی و فیچ

    برند مد ابرکرامب و فیچ، زمانی، از بهترین و جالب ترین مارک های لباس و لوازم جانبی بود. در اوایل دهه 2000، همه چیز مانند رویای یک نوجوان بود. پرسنل جذاب، لباس های زیبا و عطر های دل انگیزی که از آن طرف خیابان نیز می توانستید حسش کنید.
    اما دلایل شکست این برند چه بود؟ خب، این برند اکثر محصولاتش را برای نوجوانان طراحی می کرد ولی با قیمت بالاتری همراه بود و همه ما می داینم که نوجوانان، مگر با خانواده ی پولدار ، توان خرید چنین لباس های گران قیمتی ندارند و تمایلشان نیز کمتر از جوانان است. علاوه براین، اصرار بر استفاده از پرسنل های جذاب، موجی از اعتراضات علیه سو استفاده ی جنسی را برانگیخت. بر این اساس، اگرچه همچنان این برند به کار خود ادامه میدهد اما دیگر درخشش سابق خود را ندارد.

    در انتها به خاطر داشته باشید به گرم شدن آب‌های اطراف خود واکنش نشان دهید و بدانید و آگاه باشید که آب‌ جوش قورباغه را خواهد کشت. در دوره های آموزشی مدیریت راهبردی کسب و کار MBA مدره کسب و کار آیا، ما کمک می کنیم یاد بگیرید چگونه بتوانید سازمان خود را مدیریت و هوشمندانه مدیریت کنید.

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۳ رای
    نمایش بیشتر
    یکساعت اول دوره زبان بدن را رایگان ببینید دوره زبان بدن و چهره شناسی

    نوشته های مشابه

    دکمه بازگشت به بالا