کتابخانه

معرفی کتاب آیین دوست یابی

  • کتاب آیین دوست یابی یک کتاب بسیار معروف و شناخته شده است که نویسنده آن دیل کارنگی، نویسنده، روانشناس، سخنران و مربی آمریکایی است. این کتاب در حوزه ایجاد روابط موثر، دوست یابی و برقراری ارتباط با دیگران، از برترین ها محسوب می شود. این کتاب نکات و مسائل مهمی را بیان می کند که قطعا با رعایت تک تک آنها می توانیم در امر ارتباطات پیشرفت چشمگیری داشت. نویسنده برای بیان مطالب کتاب، داستان های بسیار شیرین و جالبی را بیان می کند که درک مطالب را آسان تر می نماید.

    معرفی کتاب آیین دوست یابی

    کتاب آیین دوست یابی نوشته دیل کارنگی، در واقع راه های نفوذ به دیگران را به ما می آموزد. این کتاب پر فروش و پر تیراژ، در سال 1937 نگارش و به چاپ رسید. آنچه با مطالعه این کتاب به دست می آوریم، آشنایی با قواعد انسانی است که با گذشت زمان ارزش آنها بیشتر و بیشتر گردیده و زندگی انسان های متعددی را تحت تاثیر قرار داده است. اگر از بسیاری از انسان های موفق سوال کنیم که لیست کتابهایی که خوانده اند را ارائه دهند، یکی از آنها قطعا کتاب آیین دوست یابی دیل کارنگی می باشد.

    دیل کارنگی” در جوانی موفقیت بسیار زیادی در زمینه‌ی فروش داشت، و پس از چند سال تصمیم گرفت به جای آن، به آموزش دادنِ سخنرانی در مقابلِ عموم بپردازد. او از این شغل حدود ۵۰۰ دلار در هفته درآمد داشت که برابر با ۱۱۸۰۰ دلار امروزه است. حتی وارن بافت، موفق ترین سرمایه گذار جهان هم در ۲۰ سالگی در کلاس سخنرانیِ کارنگی شرکت کرده بود.
    خوشبختانه امروزه همه‌ی ما می توانیم به تمامِ مطالبی که در این کلاس تدریس می شد، در کتابی به نام “آیین دوست یابی” نوشته‌ی دیل کارنگی دسترسی داشته باشیم.

    کتاب آیین دوست یابی نکات بسیار زیادی در رابطه با چگونگی برقراری یک ارتباط بهتر و سالم تر با دیگران صحبت می کند، که در ادامه بطور خلاصه به توضیح برخی از این نکات می پردازیم.

    اگر بخواهیم مطالبِ کتاب کارنگی را برای درک بهتر آن خلاصه کنیم، می توانیم نکات مهم آن را به ۴ گروه تقسیم کنیم:

    ثبت نام در دوره هوش هیجانی دکتر یحیی علوی
    •  راه های کلیدیِ سرو کله زدن با دیگران                                                                                                      
    •  شش روش برای اینکه دیگران از شما خوششان بیاید
    •  چطور دیگران را به طرز فکر خودتان نزدیک کنید
    •  رهبری: چطور دیگران را تغییر دهیم

     

    انتقاد کردن
    انتقاد کردن

    راه های کلیدیِ سرو کله زدن با دیگران

    نکته ۱: انتقاد نکنید، طرف مقابل را محکوم نکنید، و غر نزنید.

    تحقیقات روانشناس معروف بی. اف. اسکینر نشان داده است که در تربیت یک حیوان، اگر به رفتار خوبش جایزه دهیم خیلی بهتر تربیت می شود تا اینکه او را برای رفتار بد مجازات کنیم.

    پس از آن مطالعات نشان داده‌اند که در مورد انسان ها هم همینطور است: انتقاد کردن منجر به نتایج مثبت نمی شود.

    نکته‌ی مهم این است که در خاطر داشته باشیم که با انسان ها سرو کار داریم که موجوداتی به شدت احساساتی هستند و بر اساس غرورشان تصمیم گیری می‌کنند، و نه با روبات هایی منطقی.

    انتقاد کردن روشی است که با شکست مواجه می‌شود زیرا فرد مقابل را در موقعیتِ دفاع از خود قرار می دهد.

    نکته۲: بطور صادقانه از طرف مقابل قدردانی کنید.

    تنها راهی که می توان فردی را به انجام کاری قانع کرد، با دادن چیزی که می خواهد به او است. اکثر انسان ها چه می خواهند؟

    سلامتی، غذا، خواب، پول. اکثرِ اینها چیزهایی هستند که هر فردی در زندگی می خواهد، اما یک خواسته‌ی درونیِ مهم وجود دارد که به مهمیِ خواب و غذا است، و کمتر به آن توجه می شود. و آن نیاز به اهمیت داشتن است.

    عمیق ترین نیازِ طبیعی در انسان، نیاز به قدردانی شدن از اوست.

    گاهی ما آنقدر به حضور برخی در زندگیمان عادت می کنیم که فراموش می کنیم به آنها بگوییم قدردانشان هستیم. و لازم است مد نظر داشته باشیم که قدردانی با تملق و چاپلوسی هم معنی نیست، و این تفاوت چیزیست که اگر به آن توجه نشود می‌تواند برخلاف نیتمان، فرد مقابل را از ما دورتر کند.

    تملق و چاپلوسی فقط کلامی است، اما قدردانی از قلب ما نشات می‌گیرد.

    نکته۳: خواسته‌ی انجام کاری را در دیگران ایجاد کنید.

    شاید دسر موردعلاقه‌ی شما بستنی توت فرنگی باشد. آفرین، خیلی انتخاب خوبیست. اما اگر بخواهید به ماهی گیری بروید، آیا از بستنی توت فرنگی به عنوان طعمه برای گرفتن ماهی استفاده میکنید؟ مسلماً خیر. شاید بستنی توت فرنگی دسر موردعلاقه‌ی شما باشد، اما یک ماهی کرم را ترجیح می دهد.

    از نخست وزیر بریتانیا در زمان جنگ جهانی اول، لوید جورج، پرسیده شد که چطور موفق شد در قدرت باقی بماند. پاسخ او این بود که دلیل موفقیت او این بوده که فهمیده بود باید طعمه را متناسب با ماهی انتخاب کرد.

    به عبارتِ دیگر، به دیگران آن چیزی را بدهید که آنها می خواهند، نه چیزی که شما می خواهید.

    این نکته در تاثیرگذاری بر دیگران بسیار کلیدی است. برای اینکه بتوانیم دیگران را قانع به انجام کاری کنیم، لازم است آن عمل را به نحوی بیان کنیم که برای آنها انگیزه ایجاد کند. و برای اینکه بتوانیم این کار را بکنیم لازم است بتوانیم به وقایع از دیدِ آنها نگاه کنیم.

    دوست داشتن دیگران

    شش روش برای اینکه دیگران از شما خوششان بیاید

    نکته ۱: بهترین راهِ بحث کردن این است که بحث نکنید

    خیلی اوقات ما با دیگران وارد بحث می شویم، مخصوصاً زمانی که مطمئن هستیم حق با ماست. اما حتی اگر واقعاً حق با ما باشد، بحث کردن چه فایده‌ای برای ما دارد؟ چرا بخواهیم اثبات کنیم فرد مقابل اشتباه می کند؟ اگر هیچ مزیتی بجز “احساس برتری” داشتن برای ما نداشته باشد، چه دلیلی دارد زمانی را صرفِ اثباتِ درست بودن نظرمان بکنیم؟

    لازم به ذکر است که از هر ۱۰ بار، ۹ بار بحث کردن باعث می شود هر دو طرف حتی بیشتر مطمئن شوند که خودشان درست فکر می کنند.

    کارنگی عقیده دارد که امکان ندارد ما در بحثی برنده باشیم. اگر بحث را ببازیم بازنده هستیم، و اگر بحث را ببریم باعث می شویم طرف مقابل احساس شکست و نادانی داشته باشد و به غرور او صدمه زدیم و در نتیجه باعث شدیم آن فرد از ما بدش بیاید. در نتیجه باز هم بازنده‌ هستیم.

    اگر به جای بحث کردن با فردی طرز فکر او را به رسمیت بشناسیم و از او برای توضیحِ این طرز فکر به ما تشکر کنیم؟ این می تواند کمک کند فرد از موضع دفاعی خود خارج شود و به جای بحث کردن، مکالمه‌ای آرام و سالم داشته باشیم.

    نکته۲: برای نظر دیگران احترام قائل شوید. هیچوقت نگویید “تو اشتباه می کنی”

    در کنار بحث نکردن با دیگران، باید دقت کنیم که به کسی به صراحت نگوییم ‌که اشتباه می کند. اگر با این جمله شروع کنیم، مانند این است که هدفمان از مکالمه این است که برای طرف مقابل توضیح دهیم که چرا ما از او باهوش تر هستیم و مسائل را بهتر میفهمیم.

    این باعث می شود مکالمه تبدیل به مسابقه‌ای شود برای اثبات این که چه کسی باهوش تر است.

    نکته۳: به یاد داشته باشید که اسمِ یک فرد به گوشِ او مهم ترین و قشنگ ترین کلمه‌در کل دنیاست

    اسمِ یک فرد کلمه‌ی خیلی قدرتمندی است. هویتِ آن فرد است که به شکل یک کلمه در آمده است. پس به یاد داشتن و استفاده کردن از اسمِ یک فرد راه خوبی است برای این که نشان دهیم به او اهمیت می دهیم.

    صدا کردن یک فرد به اسمش مانند این است که به شکل خیلی کوچکی از او تعریف کرده باشیم. در مقابل، فراموش کردن نام کسی یا اشتباه نوشتنِ نامش تاثیرِ عکس دارد و می تواند به او این احساس را دهد که برای ما اهمیتی ندارد یا به او علاقه نداریم.

    به خاطر نگه داشتن و استفاده کردن از نام کارمندان در محل کار نیز بسیار مهم است، زیرا مدیری که نمی تواند نامِ کارمندانش را به خاطر بسپارد نکات بسیار زیادی از کارِ هریک از آنها را نیز فراموش می کند.

     

    چطور دیگران را به طرز فکر خودتان نزدیک کنید

    نکته۱ آیین دوست یابی: اگر دچار اشتباهی شدید، به سرعت و با تواضع به آن اعتراف کنید

    اگر بدانیم اشتباهی کرده‌ایم و برای آن اشتباه تنبیه خواهیم شد، آیا بهتر نیست که خودمان به آن اعتراف کنیم و به طرف مقابل این پیام را بدهیم که نیازی نیست برای ما توضیح دهد که اشتباه ما در کجا بوده؟ این عمل نه تنها آگاهیِ ما نسبت به کارهایی که می کنیم و تاثیر این کارها بر دیگران را نشان می دهد، بلکه باعث می شود فرد مقابل انرژی خیلی کمتری صرفِ صحبت کردن با ما بکند چون می داند که ما نسبت به کاری که کرده‌ایم آگاهی داریم.

    بدین ترتیب یک دعوای بالقوه تبدیل به یک مکالمه‌ی آرام و دوستانه می شود.

    نکنه۲ آیین دوست یابی: به شکلی دوستانه مکالمه را آغاز کنید

    اگر از دست کسی عصبانی هستیم و با خشم به سمت آنها رویم و با آنها صحبت کنیم، شاید برای ما احساس خوبی داشته باشد و خشممان را خالی کنیم، اما برای فرد مقابل چطور؟ آیا او با دیدن این رفتار ممکن است با حرف های ما موافقت کند؟

    اگر فردی نسبت به ما احساس منفی یا گارد داشته باشد، تمامِ منطق و دانشِ دنیا هم نمی تواند باعث شود با طرز فکر ما موافقت کند. ما نمی توانیم کسی را مجبور کنیم در مسیرِ ما حرکت کند. باید این کار را به شکلی دوستانه و آرام انجام دهیم، طوری که طرف مقابل با میل خود در جهتی که می خواهیم حرکت کند.

     

    نکته۳ آیین دوست یابی: کاری کنید طرف مقابل به “بله” گفتن عادت کند

    زمانی که با دیگران صحبت می کنیم، نباید با نکاتی شروع کنیم که در موردشان با یکدیگر مخالف هستیم. بلکه باید با مسائلی شروع کنیم که می دانیم در آن زمینه ها هم عقیده هستیم و این طرز فکر را در ذهن طرف مقابل ایجاد کنیم که نظرهایمان با یکدیگر تفاوتِ زیادی ندارد.

    هدف ما این است که اجازه ندهیم طرف مقابل از ابتدای مکالمه به ما “نه” بگوید، چون اگر برای اولین بار “نه” بگوید دیگر نه گفتن برایش بسیار ساده خواهد بود و تبدیل یک “نه” به یک “بله” کار بسیار دشواری است.

    در عوض میخواهیم کاری کنیم که فرد از ابتدای بحث به “بله” گفتن عادت کند و به همین دلیل مکالمه را از نقاط مشترک آغاز میکنیم. این کار باعث میشود ذهنِ فرد پذیرای حرف ها و نظرهای ما باشد.

     

    رهبری: چطور دیگران را تغییر دهیم

    نکته۱: اشتباه های دیگران را بطور غیرمستقیم به آنها تذکر دهید

    اکثر افراد به انتقاد مستقیم عکس العمل خوبی نشان نمی دهند. اگر بخواهیم بدونِ اهانت کردن به دیگران بر آنها تاثیر بگذاریم، می توانیم این کار را با تغییر استفاده‌ای که از کلمه‌ی سه حرفیِ “اما” داریم آغاز کنیم.

    بسیاری از مردم بدین شکل از دیگران انتقاد می کنند که ابتدا از او تعریف میکنند و پس از یک “اما”، انتقاد خود را بیان می کنند. برای مثال پدر و مادری به پسرشان می گویند “ما خیلی به تلاش تو افتخار میکنیم، ‘اما’ اگر کمی بیشتر درس می خواندی می توانستی در امتحاناتت نمرات بهتری بگیری.”

    در این حالت فرزند آنها تا قبل از رسیدن به “اما” احساس خوبی دارد اما زمانی که انتقادِ پس از “اما” را می شنود احساس می کند حرف های قبل از آن فقط مقدمه‌ای برای رسیدن به انتقاد بوده‌اند.

    این تاثیر را می توان به راحتی با استفاده از “و” به جای “اما” تغییر داد. با این کار کلِ مفهومِ جمله تغییر می کند.

    ما خیلی به تلاش تو افتخار میکنیم، و اگر ترم بعد کمی بیشتر درس بخوانی میتوانی نمراتت را حتی از چیزی که هست هم بالاتر ببری.

    پذیرش این جمله برای فرزند بسیار راحت تر است و لازم نیست با تناقض بین تعریف و انتقاد مواجه شود.

    نکته۲: ابتدا از اشتباه های خود صحبت کنید، سپس از دیگران انتقاد کنید

    یکی از بهترین راه های انتقاد کردن از دیگران بدون اهانت کردن به آنها این است که اعتراف کنیم که خودِ ما نیز دچار اشتباه می شویم.

    گارد نگرفتن در مقابل انتقاد دیگری بسیار راحت تر می شود اگر آن فرد در ابتدا با تواضع درمورد اشتباه های خودش صحبت کرده باشد.

    به این صورت مکالمه از “من از تو باهوش تر هستم” تبدیل می شود به “من هم مانند تو اشتباه هایی کرده‌ام و از آنها درس گرفته‌ام، اجازه بده آن درس ها را با تو درمیان بگذارم”.

    نکته۳: به جای دستورِ مستقیم دادن، سوال بپرسید

    هیچکس از دستور های مستقیم خوشش نمی آید. پس چطور است اگر به جای دستور دادن به دیگران، به آنها فرصت این را بدهیم که کاری را خودشان انجام دهند و از اشتباهات خودشان درس بگیرند؟

    به جای اینکه بگوییم “این کار را بکن” یا “این کار را نکن” بگوییم “این کار را در نظر گرفته‌ای؟” یا “به نظرت این کار چطور است؟”.

    با سوال پرسیدن از دیگران همزمان به آنها این احساس را داده‌ایم که به نظر آنها اهمیت می دهیم، و همچنین به آنها این اجازه را می دهیم که اشتباهات خود را خودشان تصحیح کنند و بدین ترتیب غرورشان خدشه دار نمی شود.

    این تفکر که با عمل کردن به این نکات دیگر هرگز در روابطمان با دیگران به مشکل برخورد نمی کنیم، بیش از حد ساده لوحانه است. اما تجربه‌ی اکثر انسان ها نشان می دهد که اگر از این نکات (و نکات دیگری که در کتاب آیین دوست یابی به آنها اشاره شده است) استفاده کنیم، می توانیم روابط موثرتری با دیگران داشته باشیم.

    حتی اگر ۱۰ درصد در روابطمان با اطرافیان و کارمندانمان پیشرفت کنیم، تاثیر آن بر زندگی ما و دیگران بسیار قابل توجه خواهد بود.

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    نمایش بیشتر
    یکساعت اول دوره زبان بدن را رایگان ببینید دوره زبان بدن و چهره شناسی

    نوشته های مشابه

    یک دیدگاه

    دکمه بازگشت به بالا