کتاب انسان در جستجوی معنا اعتقاد دارد، معنای زندگی هر فرد نسبت به فرد دیگر متفاوت است. هر کدام از زندگی ها از الگو و سبک خاص به خود پیروی میکنند که باعث ایجاد وجه تمایز افراد از دیگری می شود. داستان کتاب کتاب روایت نویسنده کتاب ویکتور امیل فرانکل (Viktor Frankl) در یکی از اردوگاه های اجباری آلمان نازی و افرادی که در این اردوگاه ها زندانی بودند را روایت میکند.
همه ما از زندگی که در آن هستیم شناخت کافی نداریم و فکر میکنیم حتما زندگی موفق دیگران لایق من بود! درسی که کتاب انسان در جستجوی معنا به ما میدهد نگرش شما نسبت به زندگی را تغییر خواهد داد. بی تفاوتی هایی که به عادت تبدیل می شود. این کتاب در پی این همه سختی، نقش ترحم و خشونت در زندگی و کشف توانمندی های ذهنی IQ خود برای داشتن یک زندگی ایده آل را به شما معنی میکند.
در بخشی از کتاب انسان در جستجوی معنا میخوانیم :
عریانی تنها تحفه ما از اردوگاه بود! جز بدنهای برهنه چیز دیگری نداشتیم. انسان این قابلیت را دارد که به هر چیزی عادت کند. اکنون اگر کسی از ما در مورد حقیقته گفته داستایوسکی بپرسد که میگفت: «بشر موجودی است که میتواند به همه چیز عادت کند.» پاسخ خواهیم داد: «بله، بشر موجودی است که به همه چیز خو میگیرد؛ اما نپرسید چگونه.»
خلاصهای از کتاب انسان در جستجوی معنا
در ادامه خلاصه ای از موضوعات مهم در کتاب را میخوانیم :
بیتفاوتی؛ مکانیسم بقا یا فروپاشی انسانیت؟
در اردوگاههای کار اجباری، زندانیان یا به کارهای طاقتفرسا فرستاده میشدند یا در صف اعدام قرار میگرفتند. درباره گروه دوم، سرنوشت روشن بود. اما وضعیت گروه اول پیچیدهتر و گاه دردناکتر بود: بسیاری از آنها ناچار بودند شاهد اعدام دیگران باشند؛ تجربهای که میتوانست حس یأس و بیمعنایی را به اوج برساند، تا جایی که برخی به فکر پایان دادن به زندگی خود میافتادند و با لمس حصارهای برقدار خودکشی میکردند.
در مقابل، برخی دیگر پس از مواجهه مداوم با خشونت، به حالتی از کرختی و بیتفاوتی روانی میرسیدند؛ واکنشی که از بیرون ممکن است غیرقابل درک باشد، اما در دل یک فضای غیرانسانی، گاهی به شکل یک مکانیسم دفاعی برای ادامه بقا عمل میکند. این بیحسی تدریجاً میتواند تبدیل به عادت شود؛ عادتی که مرزهای اخلاقی را کمرنگ میکند و فرد را به سمت رفتارهایی مانند خشونت، زورگویی، جاسوسی یا حتی خیانت به دیگران سوق میدهد. فرانکل در توصیف این وضعیت نشان میدهد که چگونه فشار شدید و تکرارشونده، در برخی موارد «انسانیت» را از درون تحلیل میبرد.
وقتی نمیتوانید شرایط را تغییر دهید، واکنش خود را تغییر دهید
یکی از مهمترین پیامهای کتاب این است: همیشه نمیتوان شرایط بیرونی را کنترل کرد، اما انسان هنوز میتواند نحوه مواجهه با آن شرایط را انتخاب کند. حتی در سختترین موقعیتها، آنچه در نهایت باقی میماند «آزادی درونی» است؛ آزادی برای انتخاب معنا، انتخاب مسئولیت و انتخاب نوع نگاه به رنج.
پس از پایان جنگ و آزادی زندانیان، بسیاری از آنها در ابتدا قادر نبودند این تغییر را باور کنند. تجربه اسارت آنقدر عمیق بود که احساس آزادی برایشان شبیه یک رؤیای دور مینمود. با این حال، آنهایی که از آن جهنم زنده بیرون آمده بودند، ارزش نفسکشیدن را با تمام وجود درک میکردند؛ و همین تجربه تلخ، برای برخی تبدیل به انگیزهای شد تا زندگی را از نو بسازند، نه صرفاً ادامه دهند.
فرانکل در «انسان در جستجوی معنا» از نیروی پنهان انسان سخن میگوید: اینکه حتی در شدیدترین بحرانها، امکان معنا دادن به زندگی وجود دارد. او یادآوری میکند که لذت، آرامش و رضایت واقعی زمانی شکل میگیرد که انسان در مسیر زندگی خود «معنا» پیدا کند؛ معنایی که اغلب نتیجه تلاش، مسئولیتپذیری و انتخاب آگاهانه است نه صرفاً محصول شرایط خوب.
با خواندن این کتاب چه چیزهایی یاد میگیریم؟
- رنج، لزوماً به فروپاشی نمیانجامد؛ میتواند به رشد منجر شود : انسان در هر شرایطی میتواند در برابر سرنوشت، نوعی موضع اخلاقی و انسانی اتخاذ کند.
- معنا، نیروی محرک بقا است : حتی در اردوگاههای مرگ، کسانی که هدف یا امیدی در دل داشتند، بیشتر احتمال زندهماندن داشتند.
- وقتی نتوانی شرایط را تغییر دهی، میتوانی خودت را تغییر دهید : آزادی نهایی انسان، «انتخاب واکنش» در برابر هر موقعیت است، حتی در شدیدترین رنجها.
- بیتفاوتی، حاصل تکرار رنج است، نه شرارت ذاتی : فرانکل توضیح میدهد چگونه انسانها برای بقا، گاهی به بیحسی و بیتفاوتی پناه میبرند؛ وضعیتی که مرز انسانیت را تهدید میکند.
- معنا ساختنی است، نه یافتنی : هیچ معنای آمادهای وجود ندارد. هر انسان باید خود، معنای زندگیاش را در موقعیت خاص خودش بسازد.
پیام اصلی ویکتور فرانکل در این کتاب
ویکتور فرانکل میخواهد نشان دهد که زندگی حتی در بدترین شرایط، همچنان میتواند معنا داشته باشد و این معنا، ستون اصلی روان انسان برای بقا و بازیابی است. به باور او، انسانها همیشه این آزادی را دارند که موضع خود را در برابر رنج و شرایط انتخاب کنند؛ و این انتخاب، همان جایی است که کرامت انسانی زاده میشود. پیام فرانکل نه احساسی است و نه صرفاً فلسفی؛ بلکه تجربهی زیستهایست که از دل تاریکی، امکان معنا را بیرون میکشد.
برای بیرون کشیدن معنای زندگی خود میتوانید در دوره توسعه فردی شرکت نمایید.