انواع مذاکره نه فقط در اتاقهای جلسه بزرگ، بلکه در تمامی لحظات زندگی شخصی و حرفهای ما جریان دارد. هر تعامل، هر خرید و هر تصمیم استراتژیک، یک میز مذاکره است که نتیجه آن مستقیماً بر موفقیت یا شکست ما تأثیر میگذارد.
اما برای تبدیل شدن به یک مذاکرهکننده ماهر، ابتدا باید یک حقیقت کلیدی را درک کنید: تنها یک نوع مذاکره وجود ندارد!
این مقاله، یک راهنمای جامع، عمیق و راهنمامحور است که شما را با تفاوتها، اهداف و استراتژیهای منحصربهفرد هر نوع مذاکره آشنا میکند تا در هر موقعیتی، هوشمندانهترین رویکرد را انتخاب کنید و به بهترین نتایج ممکن دست یابید.
انواع مذاکره کدامند؟
تقسیمبندی بنیادی انواع مذاکره بر اساس ماهیت هدف و رابطه استوار است: توزیعی (رقابتی) و یکپارچه (همکاری).

۱. مذاکره توزیعی (Distributive Negotiation)
تعریف و مفهوم: این مذاکره بر سر یک منبع ثابت انجام میشود؛ مانند یک کیک که اندازه آن مشخص است. هدف اصلی این است که هر طرف بیشترین سهم ممکن از آن کیک را برای خود بردارد. به همین دلیل به آن مذاکره برد-باخت نیز میگویند.
| ویژگیها و مشخصات کلیدی | اهداف کلیدی |
| رقابتی بودن و بیاعتمادی | حداکثرسازی منافع شخصی |
| تمرکز اصلی بر قیمت، نرخ یا سهم ثابت | روابط کوتاهمدت و فاقد اهمیت |
| نقش بسیار مهم ضربالاجل (Time Pressure) | کاهش سهم طرف مقابل |
مثال کاربردی: استفاده از چانهزنی در مذاکره بر سر قیمت نهایی خرید یک خودروی دستدوم.
تاکتیکهای رایج مذاکره توزیعی
- لنگر انداختن (Anchoring): اولین پیشنهاد را در یک نقطه افراطی (بالا یا پایین) مطرح میکنید تا دامنه مذاکره را تعیین کنید.
- چانهزنی نهایی (Bottom Line): تعیین یک خط قرمز یا حداقل قابل قبول (مانند BATNA) و دفاع سرسختانه از آن.
- بلوف و تهدید (Bluffing & Threats): استفاده از اطلاعات محدود یا نشان دادن تمایل به ترک مذاکره برای ایجاد فشار.
۲. مذاکره یکپارچه (Integrative Negotiation)
هدف از مذاکره برد- برد، گسترش کیک منافع است. طرفین با همکاری به دنبال راهحلهای خلاقانه و جدیدی هستند که نه تنها نیازهای اصلی هر دو طرف را برآورده کند، بلکه ارزش مشترکی ایجاد نماید.
| ویژگیها و مشخصات کلیدی | اهداف کلیدی |
| همکاری، اعتماد و شفافیت | یافتن راهحلهای نوآورانه |
| تمرکز اصلی بر منافع (نه مواضع سخت) | ایجاد ارزش مشترک و بهبود روابط بلندمدت |
| فرصتی برای کشف و ایجاد ارزش بیشتر | سود متقابل (Win-Win) |
مثال کاربردی: توافق بر سر همکاری استراتژیک بین دو استارتاپ که منابع و تخصصهای مکمل دارند.
تاکتیکهای رایج مذاکره یکپارچه
- تمرکز بر منافع، نه مواضع: به جای تمرکز بر “آنچه میخواهید” (موضع)، بر “چرا آن را میخواهید” (منفعت) تمرکز کنید تا راهحلهای جایگزین پیدا شود.
- ایجاد گزینهها برای سود متقابل: طوفان فکری برای یافتن راهحلهای مختلفی که بتوانند به طور همزمان نیازهای هر دو طرف را برآورده کنند.
- جداسازی افراد از مشکل: مشکل را از شخصیت طرف مقابل جدا کنید تا درگیر تنشهای احساسی نشوید.
- ارتباط موثر و گوش دادن فعال: با همدلی، به منافع پنهان طرف مقابل پی ببرید. اینها از مهمترین موارد در روانشناسی مذاکره هستند.
مقایسه جامع مذاکره توزیعی و یکپارچه
| معیار مقایسه | مذاکره توزیعی (رقابتی) | مذاکره یکپارچه (همکاری) |
| هدف | تقسیم یک منبع ثابت (برد-باخت) | گسترش منابع و ایجاد ارزش مشترک (برد-برد) |
| تمرکز | مواضع (Position) و قیمت | منافع (Interests) و نیازهای اصلی |
| رابطه | کوتاهمدت و فاقد اهمیت | بلندمدت و حیاتی |
| اطلاعات | پنهانکاری، استفاده از اطلاعات محدود | شفافیت، به اشتراکگذاری اطلاعات برای یافتن راهحل |
| زمان استفاده | خریدوفروشهای یکباره، چانهزنی بر سر حقوق پایه | شراکتهای تجاری، حل تعارضات سازمانی |
نکته کلیدی: یک مذاکرهکننده ماهر میداند که باید در طول فرآیند، عناصر توزیعی (تقسیم ارزش ایجادشده) و یکپارچه (ایجاد ارزش) را ترکیب کند.
انواع مذاکره بر اساس تعداد طرفین
۳. مذاکره چندجانبه (Multi-Party Negotiation)
- تعریف و پیچیدگیها: در این حالت، بیش از دو طرف با منافع و اولویتهای متنوع درگیر هستند. هدف، دستیابی به اجماع یا توافق اکثریت است.
- ویژگیها: پیچیدگی بالا، نیاز به مدیریت تنوع منافع، امکان تشکیل ائتلافها.
- تاکتیکهای چانهزنی: ایجاد دستور کار (Agenda Setting) برای کنترل موضوعات، تشکیل ائتلاف برای ایجاد قدرت اهرمی و تسهیلگری برای هدایت بحث.
۴. مذاکره تیمی (Team Negotiation)
- تعریف و مزایا: تیمی از یک سو با یک یا چند طرف مذاکره میکند. مزیت اصلی استفاده از تخصصها و دیدگاههای متنوع اعضای تیم است.
- ویژگیها: نیاز به هماهنگی داخلی بالا (قبل و حین مذاکره)، تقسیم نقشها (مانند نقش فرد سختگیر و فرد آسانگیر).
- تاکتیکهای چانهزنی: تقسیم نقشها بر اساس تخصص، هماهنگی قبل از مذاکره و استفاده از سیگنالهای داخلی (Internal Signals) برای مشورتخواهی.
انواع مذاکره بر اساس بستر و زمینه انجام
۵. مذاکره بینالمللی و فرهنگی
- تعریف و اهمیت: مذاکره بین طرفین از کشورهای مختلف که در آن تفاوتهای فرهنگی نقش محوری دارند. عدم درک این تفاوتها میتواند منجر به شکست کامل مذاکره شود.
- ویژگیها: تفاوتهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، زبان و پروتکلها. عامل صبر و درک بسیار حیاتی است.
- تاکتیکهای چانهزنی: تحقیقات فرهنگی دقیق، ایجاد روابط (Relationship Building) به عنوان یک اولویت، و استفاده از واسطهها و مترجمان ماهر.
۶. مذاکره تلفنی و آنلاین (مجازی)
- تعریف و خصوصیات: مذاکرهای که از طریق ابزارهای ارتباطی از راه دور انجام میشود.
- ویژگیها: فقدان ارتباط غیرکلامی (زبان بدن)، نیاز به آمادگی بیشتر، و مدیریت مشکلات فنی.
- مدیریت چالشها: تأکید بر وضوح و دقت در کلام، تأیید شفاهی و کتبی نکات مهم، و در صورت امکان استفاده از ابزارهای بصری (مانند به اشتراکگذاری صفحه).
انواع مذاکره در محیطهای سازمانی و تجاری
۷. مذاکره در محل کار (Workplace Negotiation)
مذاکرهای که بین همکاران، مدیران یا زیردستان در مورد وظایف، منابع، حقوق و حل تعارضات داخلی رخ میدهد.
- ماهیت: روابط بلندمدت و سلسله مراتب سازمانی در این نوع مذاکره حیاتی است.
- مثال: مذاکره برای افزایش بودجه یک دپارتمان یا تغییر زمانبندی پروژه.
۸. مذاکره با کارفرما (Employer Negotiation)
این مذاکره در مورد حقوق، مزایا، ترفیع شغلی و شرایط کاری است.
- ویژگیها: عدم توازن قدرت بین کارمند و کارفرما یک چالش است.
- تاکتیکهای کلیدی: آمادهسازی دقیق و جمعآوری دادهها، بیان ارزش خود به کارفرما، و مهمتر از همه، آمادهسازی BATNA (بهترین جایگزین برای یک توافق مذاکره شده).
۹. مذاکره در کسبوکار (Business Negotiation)
شامل مذاکرات بین شرکتها، تأمینکنندگان، مشتریان و شرکای کلیدی برای بستن قراردادهای سودآور.
ماهیت: پیچیدگی حقوقی و مالی، نیاز به تحلیل دقیق بازار و اغلب شامل تشکیل یک تیم تخصصی (حقوقی و مالی) است.
۱۰. مذاکره در فروش و بازاریابی
مذاکره مستقیم بین فروشنده و مشتری، با تمرکز بر قیمت، شرایط پرداخت و ارزش محصول.
تاکتیکهای مذاکره : درک نیازهای مشتری، برجسته کردن ارزش محصول (نه صرفاً ویژگیها)، و مدیریت مؤثر اعتراضات مشتری.

انواع مذاکره برای موقعیتهای خاص
۱۱. مذاکره حل تعارض
هدف اصلی حل ریشهای اختلافات، ترمیم روابط و دستیابی به توافق عادلانه است.
- ویژگیها: معمولاً با احساسات بالا همراه است و نیاز به همدلی عمیق برای درک دیدگاه طرف مقابل دارد.
- تاکتیکهای چانهزنی: گوش دادن فعال و همدلانه، تمرکز بر مشکل نه شخص، و استفاده از واسطه (Mediator).
۱۲. مذاکره استراتژیک
مذاکراتی که دارای تأثیرات گسترده و بلندمدت بر سازمان یا زندگی شما هستند. افق دید در این نوع مذاکرات طولانی است.
- تاکتیکهای چانهزنی: تحلیل عمیق، توسعه اهداف بلندمدت و سناریوسازی برای پیشبینی نتایج مختلف.
چگونه مهارتهای خود را در انواع مذاکره بهبود بخشیم؟
برای تسلط بر هنر مذاکره در هر موقعیتی، صرفاً دانستن تئوری کافی نیست. باید این دانش را به عمل تبدیل کنید و انواع اصول مذاکره را به کار ببرید:
- تمرین آگاهانه: موقعیتهای واقعی را شبیهسازی کنید و خود را در انواع مذاکره (مثلاً فروش در مقابل حل تعارض) قرار دهید.
- بازخورد گرفتن: مذاکرات گذشته خود را تحلیل کنید و از دیگران بخواهید نقاط ضعف و قوت شما را مشخص کنند.
- آموزش مداوم: در دوره اصول و فنون مذاکره شرکت کنید تا با جدیدترین تکنیکها و استراتژیها آشنا شوید.
- تقویت هوش هیجانی: هوش هیجانی (EQ) کلید اصلی موفقیت در مذاکرات یکپارچه و حل تعارض است.
مذاکره یک مهارت مقطعی یا محدود به جلسات رسمی نیست، بلکه دانشی پویا و چندلایه است که در تمام ابعاد زندگی شخصی، شغلی و سازمانی جریان دارد. همانطور که در این مقاله بررسی شد، انواع مذاکره بر اساس هدف، رابطه، تعداد طرفین، بستر اجرا و زمینه کاربرد، ساختارها و منطقهای کاملاً متفاوتی دارند و استفاده از یک رویکرد ثابت در همه موقعیتها، خطایی پرهزینه است.
مذاکره توزیعی و یکپارچه، دو ستون اصلی این دانش هستند؛ اولی بر تقسیم منابع موجود و دومی بر خلق ارزش جدید تمرکز دارد. مذاکرهکننده حرفهای کسی است که بتواند این دو رویکرد را بهدرستی تشخیص دهد، در زمان مناسب از هرکدام استفاده کند و حتی آنها را بهصورت هوشمندانه ترکیب نماید. از سوی دیگر، شناخت مذاکرههای چندجانبه، تیمی، بینالمللی، مجازی و سازمانی نشان میدهد که پیچیدگی مذاکره بیش از آن است که صرفاً با مهارت چانهزنی حل شود.
در نهایت، تسلط بر انواع مذاکره بدون تمرین آگاهانه، تحلیل تجربیات گذشته، آموزش مستمر و تقویت هوش هیجانی ممکن نیست. دانستن اینکه «در چه موقعیتی، از چه نوع مذاکره و با چه تاکتیکی استفاده کنیم» همان نقطه تمایز بین یک مذاکرهکننده معمولی و یک مذاکرهکننده حرفهای است؛ تمایزی که مستقیماً بر کیفیت تصمیمها، روابط و نتایج نهایی اثر میگذارد.
سوالات متداول
۱. تفاوت اصلی مذاکره توزیعی و مذاکره یکپارچه چیست؟
مذاکره توزیعی بر تقسیم یک منبع ثابت و رقابت تمرکز دارد (برد-باخت)، در حالی که مذاکره یکپارچه به دنبال ایجاد ارزش جدید و منافع مشترک برای هر دو طرف است (برد-برد).
۲. مذاکره توزیعی در چه موقعیتهایی کاربرد بیشتری دارد؟
این نوع مذاکره معمولاً در معاملات یکباره مانند خریدوفروش، چانهزنی بر سر قیمت یا حقوق پایه کاربرد دارد؛ جایی که رابطه بلندمدت اهمیت کمتری دارد.
۳. آیا مذاکره برد-برد همیشه بهترین انتخاب است؟
خیر. مذاکره برد-برد زمانی مؤثر است که امکان همکاری و ایجاد ارزش مشترک وجود داشته باشد. در برخی شرایط رقابتی یا منابع محدود، استفاده از عناصر مذاکره توزیعی اجتنابناپذیر است.
۴. مذاکره چندجانبه چه تفاوتی با مذاکره دوطرفه دارد؟
در مذاکره چندجانبه بیش از دو طرف حضور دارند و مدیریت منافع متنوع، ائتلافها و اجماعسازی، پیچیدگی اصلی این نوع مذاکره است.
۵. مذاکره تیمی چه مزایایی نسبت به مذاکره فردی دارد؟
مذاکره تیمی امکان استفاده از تخصصهای متنوع، تقسیم نقشها و افزایش قدرت تحلیلی را فراهم میکند، اما نیازمند هماهنگی داخلی دقیق است.
۶. مهمترین چالش مذاکره بینالمللی چیست؟
تفاوتهای فرهنگی، زبانی و پروتکلی مهمترین چالشها هستند. نادیده گرفتن این تفاوتها میتواند به سوءتفاهم و شکست مذاکره منجر شود.
۷. چگونه میتوان مهارت مذاکره را در انواع مختلف مذاکره تقویت کرد؟
با تمرین، تحلیل مذاکرات گذشته، دریافت بازخورد، آموزش مداوم و تقویت هوش هیجانی میتوان مهارت مذاکره را در موقعیتهای مختلف بهبود داد.